قصه های مزرعه توت جنگلی
بیچاره آقای نِی بِل، ناخوش شده بود .
بیچاره آقای نی بل گردنش خشک شده بود
بیچاره آقای نی بل توی گلویش زخم شده و درد می کرد.
خانم نی بل خیلی برای او نگران و دلواپس شده بود و نزد ارنست، جغد عاقل رفت و از او خواست که به دیدن شوهرش بیاید.