🔶️ #بهانه
🔷️ نویسنده: #نیلوفر_پورحسین
🔶️ ژانر: #عاشقانه
خلاصه:
در مورد دختر ی به اسم بهانه که مدرس زبان در آموزشگاه هستش و به طور اتفاقی مترجم یک شرکت می شه و با مردی به اسم سپهبد شمسایی آشنا م یشه و همین آشنایی باعث اتفاقاتی در زندگی بهانه میشه و چشمانش خمار بود و برق شوق در آن سوسو میزد. بعد از مدتها در اعماق قلبش گرما ی عجیبی حس می کرد. یک دلگرمی خاص و اطمینان بخش! آرامش با تمام قدرتش او را در آغوش گرفته بود و همچون عطر نارنج رویاهای خاک خوردهاش را عطراگین می کرد. هنوز هم به در تکیه کرده بود و دلش نمیآمد از آن فاصله بگیرد. گویی عطر تن او روی در نشسته بود که اینقدر دل کندن را برایش جانکاه میکرد. به دقایقی قبل اندیشید و گل لبخند روی لب هایش جان گرفت.